تبليغاتX
نهم آبان

نهم آبان





                   به نام خدا

  «لا اله الاالله وحده لا شریک له، له الملک و له الحمد یحیی و یمیت و یمیت و یحیی و هو حی لا یموت بیده الخیر و هو علی کل شی قدیر»
«اعوذ بالله السمیع العلیم»


«معبودی جز خدا نیست، تنهاست. شریکی ندارد. مالکیت و ستایش از آن اوست. زنده می کند و می میراند. می میراند و دوباره زنده می کند. زنده ای است که نمی میرد. تمام نیکیها به دست اوست و بر هر چیزی تواناست.

«به خداوند شنوای دانا پناهنده می شوم.»

 

 

 

نوشته شده در دوشنبه پانزدهم فروردین 1390ساعت 22:20 توسط مهدی شهسواری |


سلام.....

           برای هدف باید شب نخوابی کشید تا را در رویاها نباشه

                                                                           مهدی شهسواری

                                                                               »»-(¯`·.·´¯)-> Ŝ ç ó Ŗ p i O Ñ <-(¯`·.·´¯)-««

نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم اسفند 1390ساعت 15:56 توسط مهدی شهسواری |


 

              

 

تکرار خيلي چيزها باعث عادي شدن آنها مي شود و در پي آن هم غفلت ما از آن پديده باعث مي شود تا با درگير شدن در روزمرگي ها به سادگي از کنار آن بگذريم.

شايد به دليل اينکه بهار شروع سال جديد ماست ، بيش از ديگر پديده هاي تکرارشونده به چشممان بيايد؛ اما بهار هم يکي از آن معجزه هايي است که هر سال مي آيد و مي رود و ديگر براي ما عادي شده است.

آيا اين همه تحول در جهان در شکل و شمايل طبيعت عادي است. بياييم کمي بيشتر درباره پديده تغيير فصلها و تحولات اطرافمان بدانيم.

روابط بهار و شروع رشد گياهان و تحولاتي که در آنها طي بهار و فصول ديگر رخ مي دهد،

نور خورشيد نيز بر اثر موقعيت زمين نسبت به خورشيد تغيير مي کند و يکي از نکات جالب پديده هاي ارتباط آن با مسائل نجومي و جايگاه زمين در فضاست

نوشته شده در شنبه بیستم اسفند 1390ساعت 0:42 توسط مهدی شهسواری |


 
 
نترس....؟؟
 
 

قوی باش و نترس ! ترس تنها دشمن آدمی است . هرگاه بترسید شکست می خورید. ترس از تنگدستی , ترس از شکست ,ترس از دست دادن , ترس از شخصیت برخی از افراد و ترس از انتقاد .

ترس قدرتی برایتان به جا نمی گذارد. چون هنگام ترس پیوستگی خود را با منبع راستین قدرت از دست می دهید.

)ای کم ایمانان چرا ترسان هستید ؟)ترس یعنی ایمان انحراف یافته . ایمان وارانه. وقتی هراسانید. آنچه را که ازآن بیم دارید به سوی خود می کشانید . زیرا به هنگام ترس در رویای تبار ( افکار منفی دنیا که

توهمی بیش نیست ) فرو می روید و …..

نوشته شده در شنبه سوم دی 1390ساعت 23:37 توسط مهدی شهسواری |



 

بنداز یادم تا بگم....

اگر امروز صبح سالم از خواب برخاستید،

قدر سلامتى خود را بدانید زیرا یک میلیون

نفر تا یک هفته دیگر زنده نخواهند بود.

 

اگر تاکنون از آسیب‌هاى جنگ،

 

تنهایى در سلول زندان، عذاب شکنجه،

 

یا گرسنگى در امان بوده‌اید،

 

وضعیت شما از وضعیت ۵٠٠ میلیون نفر در دنیا بهتر است..

 

اگر می‌توانید بدون ترس از زندانى شدن یا مرگ، وارد مسجد (یا کلیسا) شوید،

وضع شما از ٣ میلیون نفر در دنیا بهتر است..

اگر در یخچال شما خوراکى و غذا وجود دارد،


اگر کفش و لباس دارید،


اگر تختخواب و سرپناهى دارید،


در این صورت شما از ٧۵٪ مردم جهان ثروتمندتر هستید.


اگر در بانکى حساب دارید، و اگر در جیب‌تان پول دارید،


شما به ٨٪ مردم دنیا که چنین شرایطى دارند تعلّق دارید.

 

اگر شما این نوشته را می‌خوانید، از سه خوشبختى بهره‌مند هستید

 

1- یک کسى به فکر شما بوده است.


2- شما به ٢٠٠ میلیون نفرى که قادر به خواندن نیستند تعلّق ندارید.


3- و ... شما جزو ١٪ از مردم دنیا هستید که کامپیوتر دارند.



به قول یکنفر:

 

· طورى کار کنید که انگار نیازى به پول ندارید،

· طورى عشق بورزید که انگار هرگز آزرده خاطر نشده‌اید،

· طورى برقصید که انگار هیچکس شما را نمی‌بیند،

· طورى آواز بخوانید که انگار هیچکس صداى شما را نمی‌شنود،

· و بالاخره طورى زندگى کنید که انگار زمین، بهشت است

وبهشت مال همه....

 

نوشته شده در جمعه دوم دی 1390ساعت 15:58 توسط مهدی شهسواری |


   

 

 

 

منابع حقوق بین الملل محیط زیست

 

در پاسخ به چالش های ایجاد شده برای نگاهبانی از کرة زمین، نظام حقوقی بین المللی، قواعدی را برای حفاظت از محیط زیست هم در داخل و هم در خارج از محدودة صلاحیتی دولت ها متبحرانه تدوین کرده است. علیرغم ظهور سریع این قواعد، حقوق بین الملل محیط زیست بعضی از خصوصیات مشترک را توسعه داده که از ویژگیهای رژیم های بین المللی دیگر متمایز می شود. بویژه، رویه دولت ها در خصوص معاهدات، برای مدنظر قرار دادن نیازهای زیست محیطی، تغییر کرده است. علاوه بـر این، استفاده از حقوق موسوم بـه «حقوق نرم» بـویژه در حقوق بین الملل محیط زیست رایـج است. حقوق نرم را می توان بیان تعهدات رسمی غیر الـزام آور، همانند اعلامیه های استکهلم و ریـو نامید، یا آن را دستورالعمها یا رهنمودهای کلی برای انعقاد معاهدات دانست. این جنبه ها و دیگر ابعاد قانون سازی زیست محیطی در این نوشتار می شوند.

حقوق بین المـلل سنتی منـابع خود را در بـند ۱ مـاده ۳۸ اساسنامه دیـوان بین المللی دادگستری معرفی مـی نماید که ابتدائاً در سال ۱۹۲۰ برای سلف آن یعنی، دیوان دائمی بین المللی دادگستری تدوین شد. اگر چه [این منابع] تنها در مورد دیوان اعمال می‌شود و ماده ۳۸ فهرست معتبری از فرایندهایی را نشان می‌دهد که دولت‌ها را در آن زمان مستعد ایجاد قواعد الزام‌آور بر خود مشخص کرده است، اما حقوق بین الملل سنتی در این خصوص تاکنون به صورت چنین فهرستی باقی مانده است. این ماده [به عنوان منابع اصلی] کنوانسیونها یا (معاهدات) بین‌المللی اعم از عام یا خاص، عرف بین المللی که حاکی از رویه عام [اعضای جامعه بین المللی] که به عنوان حقوق پذیرفته شده، اصول کلی حقوق مورد شناسایی توسط ملل متمدن و همچنین منابع فرعی که شامل، تصمیمات قضایی بین المللی و دکترین می باشد را به طور منظم بیان کرده است. این احصاء، به عنوان حداقلِ [منابع] پذیرفته شده است، اما نه رویه بین المللی کنونی را منعکس می‌نماید و نه اقدامات متنوعی را که به توسعه قواعد جدید حقوق کمک می کند. حقوق بین‌الملل سنتی به طور خاص، به غیر از معاهدات همه متونی‌ را که توسط سازمانهای بین المللی تصویب می‌شوند، رد می کند، اگرچه آنها در کل، بیشتر از یک نقش صوری در تشکیل حقوق بین الملل و به طور خاص در تشکیل حقوق محیط زیست بازی می کنند.

نوشته شده در جمعه دوم دی 1390ساعت 15:11 توسط مهدی شهسواری |


گفتگو باخدا توسط خانم ریتا سال۲۰۰۱


Interview with god
گفتگو با خدا

I dreamed I had an Interview with god
خواب دیدم در خواب با خدا گفتگویی داشتم.

So you would like to Interview me? "God asked."
خدا گفت : پس میخواهی با من گفتگو کنی؟

If you have the time "I said"
گفتم : اگر وقت داشته باشید.

God smiled

خدا لبخند زد

My time is eternity
وقت من ابدی است.

What questions do you have in mind for me?
چه سوالاتی در ذهن داری که میخواهی بپرسی؟

What surprises you most about humankind
?
چه چیز بیش از همه شما را در مورد انسان متعجب می کند؟

Go answered
….
خدا پاسخ داد ...

That they get bored with childhood
.
این که آنها از بودن در دوران کودکی ملول می شوند.

They rush to grow up and then long to be children again
.
عجله دارند که زودتر بزرگ شوند و بعد حسرت دوران کودکی را می خورند.

That they lose their health to make money

این که سلامتی شان را صرف به دست آوردن پول می کنند.


And then lose their money to restore their health.
و بعد پولشان را خرج حفظ سلامتی میکنند.

By thinking anxiously about the future.
That
این که با نگرانی نسبت به آینده فکر میکنند.


They forget the present.
زمان حال فراموش شان می شود.

Such that they live in neither the present nor the future.

آنچنان که دیگر نه در آینده زندگی میکنند و نه در حال.

That they live as if they will never die.
این که چنان زندگی میکنند که گویی هرگز نخواهند مرد.

And die as if they had never lived
.
و آنچنان میمیرند که گویی هرگز زنده نبوده اند.

God's hand took mine and we were silent for a while
.
خداوند دست های مرا در دست گرفت و مدتی هر دو ساکت ماندیم.

And then I asked

بعد پرسیدم ...

As the creator of people what are some of life's lessons you want them to learn
?
به عنوان خالق انسان ها ، میخواهید آنها چه درس هایی اززندگی را یاد بگیرند؟

God replied with a smile
.
خدا دوباره با لبخند پاسخ داد.

To learn they cannot make anyone love them
.
یاد بگیرند که نمی توان دیگران را مجبور به دوست داشتن خود کرد.

What they can do is let themselves be loved
.
اما می توان محبوب دیگران شد.

learn that it is not good to compare themselves to others
.
یاد بگیرند که خوب نیست خود را با دیگران مقایسه کنند.

To learn that a rich person is not one who has the most
.
یاد بگیرند که ثروتمند کسی نیست که دارایی بیشتری دارد.

But is one who needs the least
.
بلکه کسی است که نیاز کم تری دارد

To learn that it takes only a few seconds to open profound wounds in persons we love
.
یاد بگیرن که ظرف چند ثانیه می توانیم زخمی عمیق در دل کسانی که دوست شان داریم ایجاد کنیم.

And it takes many years to heal them
.
و سال ها وقت لازم خواهد بود تا آن زخم التیام یابد.

To learn to forgive by practicing forgiveness.

با بخشیدن ، بخشش یاد بگیرن.

To learn that there are persons who love them dearly.
یاد بگیرند کسانی هستند که آنها را عمیقا دوست دارند.

But simply do not know how to express or show their feelings
.
اما بلد نیستند احساس شان را ابراز کنند یا نشان دهند.

To learn that two people can look at the same thing and see it differently.

یاد بگیرن که میشود دو نفر به یک موضوع واحد نگاه کنند و آن را متفاوت ببینند.

To learn that it is not always enough that they are forgiven by others.
یاد بگیرن که همیشه کافی نیست دیگران آنها را ببخشند.

They must forgive themselves
.
بلکه خودشان هم باید خود را ببخشند.

And to learn that I am here.

و یاد بگیرن که من اینجا هستم.

Always
همیشه
نوشته شده در پنجشنبه یکم دی 1390ساعت 21:2 توسط مهدی شهسواری |


 

انسان و بازیهای دنیا

     

 

 

نوشته شده در پنجشنبه یکم دی 1390ساعت 18:16 توسط مهدی شهسواری |


 

 



نوشته شده در پنجشنبه یکم دی 1390ساعت 15:8 توسط مهدی شهسواری |


 

باید یاد بگیرم.......

باید یاد بگیرم ،باید یاد بگیرم که یادم نرود

باید یاد بگیرم که یادم باشد همیشه خوشیهایم یادم باشد

باید یاد بگیرم که یادم باشد  همیشه شاکر خوشیهایم باشم

باید یاد بگیرم که یادم باشد همیشه اهدافم را ببینم

باید یاد بگیرم که یادم باشد همیشه انگیزه هایم را تقویت کنم

باید یاد بگیرم که یادم باشد برای چه این طرز زندگی را انتخاب کرده ام

باید یاد بگیرم که یادم باشد قرار است به کجا برسم

باید یاد بگیرم که یادم باشد برای خودمان زندگی کنیم نه برای دیگران

باید یاد بگیرم که یادم باشد عاشق چه چیزهایی هستم

باید یاد بگیرم که یادم باشد روزهای سختی را باید یاد داشت تا از روزهای خوشی لذت برد

باید یاد بگیرم یادم باشد من هم کم از این سختی ها را نداشته ام

باید یاد بگیرم یادم باشد حالا دیگر نوبت من است که از سختی هایم ،خوشی برداشت کنم

باید یاد بگیرم که یادم باشد ...





نوشته شده در پنجشنبه یکم دی 1390ساعت 14:22 توسط مهدی شهسواری |


 ( برای کسی که در نظرات شخصی مطلب نوشت می نویسم)


منی که دلم چون حصار پرنده ای است مردنی

                                        برای من که غمم مثال عشق پرستیدنیست

حضور این همه تنهایی بهانه ای است ستودنی

                          که میان من و یاد تو پرند ه ای است مردنی

                                                                                  مهدی شهسواری

 
نوشته شده در چهارشنبه سی ام آذر 1390ساعت 22:13 توسط مهدی شهسواری |